nn7khat کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 27 ارديبهشت ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 574 امتياز: 0 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: teyr0o0on
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 تير ماه ، 1387 03:44:54 موضوع مطلب: من عشقت را به همه دنیا نمی دم
بدون که پایان عشق ما پایان دنیا نیست . یادته یه شب بهم گفتی : " باورم کن با تو می مانم..." از همون موقع بو د که دلواپسی های من شروع شد . یادته اون شب بهم گفتی :" با تو هستم ... بد جوري عاشقت شدم..." باور نکردم !! اگر چه این جمله زیبا بود. اون شب حس یه قطره رو داشتم.. یه قطره هیچ وقت توی یه دریا پیدا نیست... اما امروز باورت کردم ...باور کردم اون شبی رو که گفتی:" با تو می مونم ..." ولي نگفتي تا آخر دنيا....
حقیقت همیشه همینه... دنیا تا بوده و هست ادامه دار ه ... چه ما باشیم و چه نباشیم !! چه عاشق باشیم و چه نباشیم ... دیشب به نامردی دنیا فکر می کردم .....!! و با همون بغض خوابیدم .... اما چه فایده ..؟ امروز هم باز روز از نو و روزی از نو....
"" هنوزم دلم واسه لحظه های قشنگ احساسمون می سوزه... دلم واسه همه بی قراری هام مون می سوزه .... نگو که دیگه دلت پیشم نیست ... نگو که از یادم بردی .... مطمئن م که تو ام همون حسی رو داری که نسبت به تو دارم .. ! اینو مطمئن م ...! من به همین امید زنده م... نا امیدم نکن !!! _________________ من به آمار زمین مشکوکم ، اگر این شهر پر از آدمهاست پس چرا این همه دل ها ، تنها ست
nn7khat کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 27 ارديبهشت ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 574 امتياز: 0 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: teyr0o0on
ارسال شده در: چهارشنبه، 12 تير ماه ، 1387 03:54:32 موضوع مطلب: لبخند بزن، غوغا کن، صدايت مرا به
لبخند بزن، غوغا کن، صدايت مرا به پرواز وا مي دارد
نگاهم کن، برق چشمان زيبايت نوازشم مي کند،
من نيز روزي براي تو سرخ خواهم شد، من غرق خنده، گرم خواهم شد.
وجودت را احساس مي کنم، تو را هميشه مي توان حس کرد.
صداي پاهايت را مي شنوم که به من نزديک مي شوي و تو هميشه به من نزديک خواهي ماند.
من گرم خواهم شد. من برايت خواهم ماند تا لبخندهايت را پاسخ گويم.
من سبز خواهم شد تا تو شادابيت را هميشه لمس کني، من سرخ خواهم شد.
تو را از شوق لبريز خواهم کرد. وقتي که صدايت مي کنم و تو در دل پاسخ مي گويي، جان دوباره مي گيرم، وقتي که صدايم مي کني شوق ديدار، زبان از من برمي گيرد و من سرخ مي شوم.
از من سخن مگو، با من سخن بگو، با من از من سخن بگو.
بگو که صداي تپش هاي اين قلب سرخ را هميشه مي شناسي.
بگو که هميشه خواهي ماند، بگو که سرخيم را ستايش مي کني، من سرخ خواهم شد.
من از نيم نگاه سوزاننده ي تو زير برق آفتاب، از تمامي گرميت در سردي زمستان، سرخ خواهم شد.
لحظه ي جدايي را نمي شناسم، خداحافظي را معنا نخواهم کرد،
سيب سرخي به تو خواهم داد و دانه ي اناري.
دانه ي انارم به تو جان خواهد داد و سيب سرخم به تو محبت.
سيب سرخ، سرخ خواهد ماند و من سرخ خواهم شد.
من سيلي عشق تو را چشيده ام و درد محبتت را کشيده ام.
شکل آن را نمي دانم، تنها مي دانم که آن نيز سرخ است
و روزي که اين رگ هاي خون در وجودم فوران کنند، من سرخ خواهم شد،
و من از هميشه تا هميشه سرخ خواهم ماند _________________ من به آمار زمین مشکوکم ، اگر این شهر پر از آدمهاست پس چرا این همه دل ها ، تنها ست
آخرين ويرايش توسط nn7khat در تاريخ جمعه، 21 تير ماه ، 1387 23:55:17; دفعات ويرايش در مجموع : 1 مرتبه