mehdisweden کاربر جدید وضعيت: آفلاين 11 مهر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 4 امتياز: 0 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: جمعه، 12 مهر ماه ، 1387 02:10:35 موضوع مطلب: همسرم بهم خيانت كرده شما ميگيد چي
6 سال پيش با دختري از فاميل آشنا شدم . بعد از كمي گذشت از آشنايي دختره بهم گفت كه عاشقمه منم دوستش داشتم .
با هم نامزد كرديم از فاميل هاي درجه يك من بود ولي چون خارج از ايران به دنيا اومده بود تا اون موقع نديده بودمش .
من 17 سالم بود اون براي گرفتن ديپلمش برگشت اروپا و 1 سال بعدم برگشت پيش من توي اين يك سال هم پدر باباشو دراورده بود كه زودتر بياد ايران .
1 سال نامزد بوديم تا بيشتر همديگرو بشناسيم و اين وسط فقط هرروز به عشقمون اضافه ميشد . بعد رفتم سربازي چون اون دوست داشت بريم اروپا ولي من نه به حاطر من مونده بود ايران بعد از سربازي و 4 سال عاشقي و در كنار هم بودن عروسي كرديم 1 سال در ايران خيلي خوبو شيرين زندگي كرديم .
گفت بريم اروپا واسه ديدن اگه خوشت اومد ميمونيم رفتيم خوشم اومد و مونديم . بعد از 6 ماه فهميدم كه عشقش داره كمرنگ ميشه ولي واسه جفتمونم قير قابل باور بود جايي كه الان واساديم حدودا بعد از 8 ماه كه اومديم اروپا من يه سفر يه ماهه رفتم ايران و اونم برادرش اومد پيشش پدر مادرشم نزديك بودن نگراني نداشتم .
وقتي برگشتم رفتار سرد ازش ديدم يكم تحمل كردم ولي ديگه فهميده بودم كه منو دوست نداره باهاش صحبت كردم گفت كه ديگه دوست ندارم نميتونم باهات زندگي كنم !
منم كه واقا شكه شده بودم ديدم چاره اي جز قبول كردن ندارم خيلي راحت طلاق ميخواد الانم داريم كاراي قانونيشو ميكنيم .
بعد از 6 سال عاشقي و سختياش حالا ميگه ديگه دوست ندارم . طلاق .
شما قضاوت كنيد و بگيد من چه كنم و منم هنوز عاشقشم . آيا اين عشق همه دختراس ؟
arbab-shiatin کاربر فعال وضعيت: آفلاين 30 مرداد ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 435 امتياز: 13691 تشکر کرده: 0 تشکر شده 2 بار در 2 پست
محل سكونت: دنیای فانی
ارسال شده در: شنبه، 13 مهر ماه ، 1387 08:18:13 موضوع مطلب:
من كه از اول گفتم اين دختر ها قابل اعتماد نيستند نگفتم.
برات متاسفم كه خودت رو بازيچه ي يك دختر كردي اونم از 17 سالگي. _________________ کاش میشد مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد اشک را تهدید کرد
کاش میشد از میان لحظات لحظه ی دیدار را نزدیک کرد.
arbab-shiatin کاربر فعال وضعيت: آفلاين 30 مرداد ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 435 امتياز: 13691 تشکر کرده: 0 تشکر شده 2 بار در 2 پست
محل سكونت: دنیای فانی
ارسال شده در: شنبه، 13 مهر ماه ، 1387 16:30:42 موضوع مطلب:
چرا دقيقا موضوع همينجاست كه هميشه دختر ها مقصرن ولي حاضر نيستند
كه اعتراف كنند چون ترسواند. _________________ کاش میشد مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد اشک را تهدید کرد
کاش میشد از میان لحظات لحظه ی دیدار را نزدیک کرد.
ehsas کاربر خیلی فعال وضعيت: آفلاين 23 خرداد ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 629 امتياز: 1266 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
محل سكونت: شیراز
ارسال شده در: شنبه، 13 مهر ماه ، 1387 23:47:40 موضوع مطلب:
نه این عشقه همه دخترا نیست آدما متفاوت هستن
یه نصیحت ادما رو با هم مقایسه نکن هر ادمی یه شخصیتی داره _________________ ***کوتاه ترین فاصله برای گفتن دوست دارم یه لبخند***
arbab-shiatin کاربر فعال وضعيت: آفلاين 30 مرداد ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 435 امتياز: 13691 تشکر کرده: 0 تشکر شده 2 بار در 2 پست
محل سكونت: دنیای فانی
ارسال شده در: يكشنبه، 14 مهر ماه ، 1387 16:01:29 موضوع مطلب:
چيكار كردي؟
در جايي كه پسر وجود دارد اظهار فضل كردي. _________________ کاش میشد مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد اشک را تهدید کرد
کاش میشد از میان لحظات لحظه ی دیدار را نزدیک کرد.