AZPS کاربر فعال وضعيت: آفلاين 16 ارديبهشت ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 27 محل سكونت: تهران
ارسال شده در: سه شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1387 13:28:52 موضوع مطلب:
دختر شهريار: سريال شهريار توهينآميزاست
«مريم بهجت تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار»(كمال تبريزي) به فارس گفت: سريالي كه با نام «شهريار» از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنهها و سكانسهايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيتهاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -كه محبوبترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر ميشود.
وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانتهاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يك معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است.
فرزند محمدحسين بهجتتبريزي با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: ميخواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفتهايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشكر ميكنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال ميبيند، فكر ميكند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاري داشته است.
وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع ميكردند،ابتدا درخواست ميكردم كه فيلمنامه را بخوانم.
بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق ميگيرد و براي هر گونه استفادهاي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچگونه اجازهاي نگرفتند.
وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي كه از پدر من در اين سريال نمايش داده ميشود به طور كلي متفاوت از واقعيت است و كسي كه اين فيلم ساخته كوچكترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است.
بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيتهاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيتهايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ كه اصلا وجود خارجي نداشتهاند. كلا داستاني كه در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي پدرم نشان ميدهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است.
وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخها را رعايت نكردهاند و همه ساختگي بودند.به جرات ميگويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچكدام از اينها اتفاق نيفتاده است.
دختر استاد شهريار تصريح كرد: قسمت اخير سريال «شهريار» كاملا ساختگي بود چرا كه مادر من اصلا در بيمارستان فوت نكردهاند و اصلا مريض نبودهاند بلكه ايشان سكته مغزي كردند و از دنيا رفتند.
وي در ادامه گفتوگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهرهاي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده كه در سريال بيسواد معرفي ميشود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديك مادرم بود ولي در اين سريال، يك فرد بيگانه معرفي ميشود كه پدرم را به طور اتفاقي در بانك ميبيند.
بهجتتبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم كوچكتر بود و به خاطر انگيزه ادبياش با پدرم ازدواج كرد.
وي در ادامه گفت: همانطور كه اشاره كردم برخلاف آنچه سريال نشان ميدهد مادر من اصلا مريض نبودند. يك روز كه ما را براي مدرسه آماده ميكردند، سكته مغزي كردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند كه پدرم از ايشان پرستاري كند.
وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد كه مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا ميكرده بلكه همه او را با نام شهريار صدا ميزدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش ميكرد.
«بهجت تبريزي» با بيان اين نكته كه شهريار در 40 سال آخر زندگياش خانهنشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگياش را از خانه بيرون نرفت. خودش يك شعري را دارد كه وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است كه با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي كه آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشتهاي است كه تابيده به گلو/ من تاب ميخورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/.
وي افزود: در آن مدت اگر كسي به ملاقات استاد شهريار ميآمد، بعضي وقتها ميپذيرفت و بعضي مواقع به دليل كسرت جمعيت و اينكه حال عمومي خوبي نداشت، نميتوانست كسي را به حضور بپذيرد.
فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي پدرم ندارد بلكه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواده ما است.
بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون كوچكترين تحقيق و پژوهش سرهمبندي و نگارش شده است، لذا به عنوان يك رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم كه جاي خود دارد، بلكه به عنوان يك واصل با استادي كه سالها با او زندگي گذراندهام، اعلام ميكنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلندآوازه ايراني، شهريار نداشته است.
وي افزود: به جرات ميتوانم بگويم حتي يك مطالب مهم كه در مورد پدرم بايد منعكس شود، در اين سريال ديده نميشود و اكثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي كه از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب ميشود، در اين فيلم آن چنان كه بايد به مردم نشان داده نشده است.
فرزند شهربار خاطرنشان كرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي براي كمتر كسي ميافتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يك از اين مسائل پرداخته نشده است.
وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند كه زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند.
AZPS کاربر فعال وضعيت: آفلاين 16 ارديبهشت ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 27 محل سكونت: تهران
ارسال شده در: سه شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1387 19:05:10 موضوع مطلب:
نقد سريال «شهريار» از نگاه يك مدرس ادبيات؛اسماعيل آذر: تبريزي بايد به عشق«شهريار» پررنگتر ميپرداخت آن چه «شهريار» را به شعر واداشت، عشق بود، كه در سريال «شهريار» اين موضوع زياد پر رنگ نيست. اين سريال اگر بيشتر به عشق ميپرداخت توفيق بيشتري مييافت. كارشناس حوزهي ادبيات فارسي با بيان اين مطلب دربارهي اين موضوع كه آيا در اين سريال به محتواي شعرها نيز توجه شده است به خبرنگار ان گفت: محتوا، عناوين و سر فصلهاي اشعار شهريار بيان كننده آن چه شهريار خواسته بيان كند، هستند. برخي غزلهاي او عاشقانه است و برخي ديگر به عدم و جاودانگي يك نگاه شاعرانه و حتي عارفانه دارد. وي افزود: سازندهي اين سريال بايد لطافتهاي عشق را بيشتر از زبان شهريار بيان ميكرد. در غزلهاي عاشقانه شهريار عشقي از جنس شرقي مثل عشق رابعه و بكتاش يا پادشاه و كنيز در دفتر نخست مثنوي، بسيار مشهود است، اما به تصوير كشيدن عشق خيلي كار ميبرد.اين مدرس ادبيات با بيان اين كه ترجمه اشعار آذري، به مفهوم زبان و شعر شهريار نزديك است، ادامه داد: مسلم است اگر افرادي مانند ابوالحسن خان صبا يا ملك الشعراي بهار از اين سريال حذف شوند، از جذابيت آن كم ميشود. وي تصريح كرد: كساني كه اتوبيگرافي ها را ميسازند، اگر چند نكته را رعايت كنند موفقيت بيشتري بدست ميآورند. اولين نكته محتواست به علت اين كه معمولا فيلمسازها از كودكي شخصيتها خبر ندارند از عكسها و مستندهايي كه از زندگي شخصي آنها به جاي مانده استفاده ميكنند. اگر چنين چيزي وجود نداشته باشد بازسازي ميشوند. همچنين هر شخصيتي با يك گروه از افراد رابطه علمي، دوستانه و هنري دارد. سريال شهريار از اين مساله به خوبي استفاده كرده است. آذر خاطرنشان كرد: نكته ديگر اين كه، اگر در سريالي تفكر مركزي وجود داشته باشد حتما توفيق بيشتري بدست ميآورد. تفكر مركزي يعني اين كه، نويسنده از اين اتوبيگرافي دنبال چه چيزي ميگردد. چون انسان ابعاد مختلفي در زندگي اش دارد. شهريار در جواني عاشق ميشود، از شغل پزشكي دست ميكشد و به شاعري روي ميآورد. زبان آذريش به خصوص در مورد حيدربابا مرزها را در مينوردد.ار فكرهاي بسياري را در طول زندگيش داشته است. آيا اين سريال به تمام اين تفكرها جداگانه يا به پارهيي از آنها پرداخته است؟ اينها مسائلي هستند كه در اين سريال مطرح و قابل بحث هستند. به نظر من، اتوبيوگرافي شهريار در اين سريال به هر روي وجودش بهتر از عدم است. بايد به نحو مثبت با اين سريال برخورد كنيم. براي اين كه چنين سريالهايي حتي اگر ضعفهايي هم داشته باشند نثر افكار انديشمندان است. اين نوع سريالها از نظر روانشناسي در تلطيف روح جامعه تاثير دارد. اين مدرس ادبيات فارسي افزود: چنين سريالهايي به مراتب بهتر از سريالهاي بيمحتوايي هستند كه باعث ميشوند گاهي زبان فارسي تخريب شود. برخي اوقات هنرمندان براي اين كه ايجاد جذابيت كنند، واژگاني را به كار ميبرند كه در زبان فارسي متداول نيست و به تدريج آنها در ذهن جامعه رسوب ميكند و ميتواند زبان فارسي را به تدريج از خط اصلي خودش دور كند.وي ادامه داد: در اين سريالها، كلام فاخر و ديالوگهاي صحيح بيشتر شنيده ميشود. ديالوگهايي كه معمولا در برنامههاي هنري صرف مثل سريال «شهريار» وجود دارد كمتر به زبان عوام نزديك است.آذر تصريح كرد: گونههاي تكلم در زبان فارسي، عامه ( كوچه و بازار) ، ژرناليستي و فاخر ( آثار ادبي)است. تكلمي بين فاخر و عامه را در سريال «شهريار» ميشنويم. جملههايي به كار برده شده در اين سريال استوارتر از ديگر سريالهاست. طبيعي است كه اين چنين باشد چون به هر حال زبان شعر و هنر است. زبان هنر يعني زباني كه با زبان عامه متفاوت است. وي با بيان اين كه زبان به كار برده شده در اين سريال با زبان، زمان شهريار سازگاري دارد، در مورد اشعار به كار برده شده در آن ، افزود: اين مساله سليقهيي است، اگر فرد ديگري بود قطعا اشعار ديگري را گزينش ميكرد. آذر در پايان تصريح كرد: در سريالهايي از اين دست اگر دست كارگردان باز باشد و از نظر مالي و زماني محدود نباشد طبعا سريال به واقعيت نزديكتر ميشود. در غير اين صورت جمع كردن و گردآوري يك سريالي مثل شهريار ممكن است به كيان سريال ضربه بزند.
AZPS کاربر فعال وضعيت: آفلاين 16 ارديبهشت ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 27 محل سكونت: تهران
ارسال شده در: سه شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1387 19:07:30 موضوع مطلب:
گفتگویم با نقش اول سریال شهریار
[/b]
اردشير رستمي افزود: شهريار هم مديون فرهنگ، فولكلور و مردم آذربايجان است.
وي ادامه داد: به قول پروفسور منظوري شهريار، هم از اينها وام گرفته و هم فرزند اين فرهنگ است.
رستمي با بيان اينكه ايفاي نقش شهريار وظيفه اش بوده است، گفت: ما وظيفه خود را انجام مي دهيم و دينمان را نسبت به چيزي كه گرفتيم ، ادا ميكنيم، ما بدهكاريم و بدهي خود را به اين مرز و بوم و فرهنگ كهن آن مي پردازيم.
اين كاريكاتوريست و شاعر جوان كشور اضافه كرد: اگر بتوانم 10 درصد فرهنگ سرزمينم را نشان بدهم، دنيا را فتح مي كنم، علي رغم تمام بدي ها مثل دورويي، رياكاري ، دروغگويي و ... كه اين دنيا دارد، باز هم دوستش دارم.
رستمي گذشت، صميمت،ايثار،عشق و شهادت را نتيجه آناليز بدهي به اين سرزمين اعلام كرد و گفت: اين مفاهيم در كشور اسلامي ايران بسيار يافت مي شوند.
وي در پاسخ به اين سوالم كه پيرامون لايه هاي شخصيتي شهريار پرسيد، گفت: به نظرم، شخصيت شهريار سه لايه دارد، يك لايه بيروني و عمومي اش است كه اجتماعي است و با بازيگران ارتباط دارد.
رستمي ادامه داد: يك لايه هنرمندياش است كه با دوستان و اطرافيانش دارد و يك لايه خصوصي هم دارد كه دروني است.
بازيگر نقش دوران جواني شهريار در سريال« شهريار» افزود: من آن لايه دروني را در اين سريال دارم بيرون مي ريزم و لايه اول و دوم را نمي بينم و فكر نمي كنم هنرمند به آن نيازي داشته باشد، هنرمند به آن شخصيت دروني خودش نياز دارد.
وي با بيان اينكه علي رغم زيبا و جهاني بودن اشعار شهريار، انتقال زبان آن جهاني نشده، مي افزايد: ساعت ها در قسمت هاي مختلف ساخت سريال كنار كشيده و گريه مي كردم. البته به حال شهريار مي گريستم چون اشعار شهريار بسيار زيبا و جهانياند اما زبان انتقال جهاني نشده و در قالب شعر كلاسيك بيان مي شود و اين قالب قابليت ترجمه را ندارد.
رستمي اضافه كرد: انسان معاصر به دنبال دغدغه مشترك است، نه زبان مشترك و زبان به نوعي از آن دغدغه ناشي مي شود. مانند عشق كه به هر زباني غلبه مي كند.
وي خاطر نشان كرد: شهريار مي توانست شاعر جهاني شود چون دغدغه اش جهاني است اما زبانش نه، شهريار اشعاري دارد كه مي تواند ترجمه شوند و به جهان ارائه گردد.
رستمي گفت: چون 99 درصد شعرهاي شهريار ترجمه پذير نيست، يعني انديشهاش ترجمه نمي شود براي همين ناراحت مي شوم كه چرا شهريار نتوانسته در جهان شناخته بشود.
بازيگر نقش دوران جواني شهريار در سريالي كه كمال تبريزي كارگرداني آن را برعهده گرفته، نخستين تجربه خود را در حالي در قالب يك شخصيت برجسته هنري ايفا كرد كه بعد از آن پيشنهادهاي متعددي از سوي كارگردانان برايش رسيد.
وي فعاليت هنرياش را با نقاشي و شعر آغاز كرد و خلق آثار كاريكاتوري، وي را در عرصه مطبوعات و عالم نويسندگي صاحب نام كرد.
اين جوان هنرمند آذربايجاني در حالي رشته بازيگري را برگزيد كه به گفته خودش از آن متنفر بود.
رستمي مي گويد: از بازيگري متنفر بودم، كار با آقاي تبريزي را به خاطر اينكه با هم دوست شديم، به تبريز رفتيم، به كافه ها رفتيم، كوچه گردي و مسافرت كرديم و به طور كلي به هم نزديك شديم، آغاز كردم.