کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 30 آبان ماه ، 1387
 
عضويت


منوی اصلی
لنكهاي اصلي
صفحه اول
لینکهای خارجی
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت

جستجو



ارتباط با مدير سايت

مطالب تصادفی

نرم افزارهاي کاربردی
[ نرم افزارهاي کاربردی ]

·تبديل انواع فايل ويدویي به 3gp!!!!
·Slysoft GameJackal Pro-نرم افزاری جهت اجرای بازی های ..
·تبديل صدای آقايون به خانمها و بلعکس....
·دانلود Google Earth 4.1.7087
·برنامه تم ساز سونی اریکسون
·Tipi 1.0.5
·zoom تصاوير
·افزايش 200 درصدي بالابردن سرعت اينترنت شما !

موضوعات
بازي هاي رايانه
حكايت
طراحی وب و مديريت
اخبار
اخبار جالب
اخبار سايت
جواب نطر سنجي
جوك و مطالب خنده دار
عمومي
ترفند
sms و off های جالب
گالري عكس
موزيك ايراني
نرم افزار موبايل
نرم افزارهاي کاربردی
ياهو مسنجر
فيلم

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

آخرین ارسالها
کل موضوعات 382
کل ارسال ها 14201
کل بازديد ها 387553
کل پاسخ ها 13819
کل اعضا 6193
آخرين 20 ارسال انجمن

اهل شعرش بياد تو...
ارسال شده توسط salar6547 در مورخه : پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387

معرفي اعضا
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

خاطرات مدرسه
ارسال شده توسط telecom در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

اسم یه قطعه ماشین رو روی نفر ق
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

می بینم که ... !!!
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

اسم gf یا bf نفر قبلیتو حدس بزن...
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

امضای قبلیت؟؟!!!!
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

فكر ميكني تو جيب نفر قبلي چيه؟!
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

پاتوق دختر پسرا
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

معاهده صلح اعضاي پاتق
ارسال شده توسط farnaz-sh در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

رو كم كني...
ارسال شده توسط farnaz-sh در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

*شیطان پرستان و نشان هایشان*
ارسال شده توسط farnaz-sh در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

بزرگترین بربری جهان
ارسال شده توسط miladGT در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

پیش فروش مجتمع مسکونی پاتوق
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

کی از چی بدش میاد ؟
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

فکر میکنی سنگیترین خلاف نفر قبلی
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

بهترین سن برای ازدواج چند سالگی ا
ارسال شده توسط 20Hasti در مورخه : چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387

فقط 10 ثانيه مونده...
ارسال شده توسط BEHNOOD در مورخه : سه شنبه، 28 آبان ماه ، 1387

هر جوری که دوست داری تمومش کن
ارسال شده توسط _MeHRDaD_ در مورخه : سه شنبه، 28 آبان ماه ، 1387

به نفر قبل يك شعر هديه كن
ارسال شده توسط _MeHRDaD_ در مورخه : سه شنبه، 28 آبان ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو

لوگوي ما

لينك به ما

 


 
بزرگترین سایت تفریحی ایران: عمومي

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

گفتگو با خدا
عمومي

INTERVIEW WITH GOD
گفتگو با خدا

I dreamed , I had an interview with god.
خواب ديدم .در خواب با خدا گفتگويي داشتم .

God asked?
خدا گفت :

So you would like to interview me !
پس مي خواهي با من گفتگو کني؟

I said ,If you have the time.
گفتم اگر وقت داشته باشيد.

God smiled ,
خدا لبخند زد.

My time is eternity.
وقت من ابدي است.

What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتي در ذهن داري که مي خواهي از من بپرسي؟

What surprises you most about human kind ?
چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي کند؟

God answered :
خدا پاسخ داد:

That they get bored with child hood .
اين که آنها از بودن در دوران کودکي ملول مي شوند،

They rush to grow up and then ,
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد،

long to be children again .
حسرت دوران کودکي را مي خورند.

That they lose their health to make money .
اينکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول مي کنند ،

and then ,
و بعد

lose their money to restore their health .
پولشان را خرج حفظ سلامتي مي کنند.

That by thinking anxiously about the future,
اينکه با نگراني نسبت به آينده

They forget the present ,
، زمان حال را فراموش مي کنند.

such that they live in nether the present ,
آنچنان که ديگر نه در حال زندگي مي کنند ،

And not the future .
نه در آينده

That they live as if they will never die ,
اين که چنان زندگي مي کنند که گويي ، نخواهند مرد.

and die as if they had never lived .
وآنچنان مي ميرند که گويي هرگز نبوده اند.

God's hand took mine and
خداوند دستهاي مرا در دست گرفت

we were silent for a while .
و مدتي هر دو ساکت مانديم.

And then I asked :
بعد پرسيدم

As the creator of people ,
به عنوان خالق انسانها

What are some of life lessons you want them to learn?
مي خواهيد آنها چه درسهايي از زندگي را ياد بگيرند ؟

God replied , with a smile ,
خداوند با لبخند پاسخ داد :

To learn they can not make any one love them .
ياد بگيرند که نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود
كرد

but they can do is let themselves be loved.
اما مي توان محبوب ديگران شد.

T o learn that it is not good to compare themselves
to others.
ياد بگيرند که خوب نيست خود را با ديگران مقايسه کنند

To learn that a rich person is not one who has the
most,
ياد بگيرند که ثروتمند کسي نيست که دارايي بيشتري دارد.

but is one who needs the least.
بلکه کسي است که نياز کمتري دارد.

To learn that it takes only a few seconds to open
profound wounds in persons we love
ياد بگيرند که ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق، در دل
کساني که دوستشان داريم ايجاد کنيم،

, and it takes many years to heal them.
ولي سالها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التيام يابد.

To learn to forgive by practicing for giveness .
با بخشيدن بخشش ياد بگيرند.

T o learn that there are persons who love them
dearly.
ياد بگيرند کساني هستند که آنها را عميقا دوست دارند.

But simly do not know how to express or show
their feelings.
اما بلد نيستند احساسشان را ابراز کنند يا نشان دهند.

T o learn that two people can look at the same
thing,
ياد بگيرند که مي شود دو نفر به يک موضوع واحد نگاه کنند،

and see it differently.
اما آن را متفاوت ببينند.

To learn that it is not always enough that they be
forgiven by others.
ياد بگيرند که هميشه کافي نيست ديگران آنها را ببخشند.

The must forgive themselves.
بلکه خودشان هم بايد خود را ببخشند.

And to learn that I am here
و ياد بگيرند که من اينجا هستم

ALWAYS
هميشه

10 امتياز جمعه، 27 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 756 نظرات نظر دهيد! ادامه

بهترین قلب دنیا!!
عمومي

بهترین قلب دنیا

روزی مردجوانی وسط شهری ایستاده بود وادعا می کرد که زیباترین قلب دنیا را در تمام آن منطقه دارد.جمعیت زیادی جمع شدند. قلب او کاملا سالم بود وهیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تاکنون دیده اند.
مرد جوان در کمال افتخار و وبا صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود می پرداخت. ناگهان پیرمردی جلو جمعیت آمد و گفت: اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست. مرد جوان وبقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند . قلب او با قدرت تمام می تپید. اما پر از زخم بود. قسمت هایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود، اما آنها به درستی جاهای خالی را پرنکرده بودند وگوشه هایی دندانه دندانه درقلب او دیده می شد . دربعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پرنکرده بود .مردم با نگاهی خیره به اومی نگریستند وبا خود فکر می کردند که این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد. مردجوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و خندید و گفت: تو حتما شوخی می کنی ! قلبت رابا قلب من مقایسه کن، قلب تو تنها مشتی زخم و خراش وبریدگی است . پیرمرد گفت درست است . قلب تو سالم به نظر می رسد اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی هرزخمی نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام . من بخشی از قلبم را جدا کرده ام وبه او بخشیده ام . گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده است که به جای آن تکه بخشیده شده قرار داده ام ، اما این دو عین هم نبوده اند.
گوشه هایی دندانه دندانه بر قلبم دارم که برایم عزیزند ، چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند . بعضی وقتی ها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام اما آنها چیزی از قلب خود را به من نداده اند این ها همین شیارهای عمیق هستند گرچه دردآورند، اما یادآورعشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیارها ی عمیق را با قطعه ای که من در انتظارش بوده ام پر کنند پس حالا می بینی که زیبای واقعی چیست ؟ مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد . در حالی که اشک از گونه هایش سرازیر می شد به سمت پیرمرد رفت . از قلب جوان و سالم خود قطعه ای بیرون آورد و با دست های لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را در جای زخم قلب مرد جوان گذاشت . مرد جوان به قلبش نگاه کرد، سالم نبود ولی از همیشه زیبا تر بود .

5 امتياز چهارشنبه، 25 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 575 نظرات 1 نظر ادامه اين مطلب 575 بار بازديد شده

چرا خداوند مادران را آفريد
عمومي

چرا خداوند مادران را آفريد

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.
فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد :
مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟
بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.
فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟
اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن
نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه .
فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:
اين كه خيلي لطيفه!!
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه.
فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .
فرشته گونه زن رو لمس كرد: "خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !"
خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..
فقط يك چيزش خوب نيست.
خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه .

9 امتياز يكشنبه، 15 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 474 نظرات نظر دهيد! ادامه

مردی با چهار همسر!
عمومي

مردی با چهار همسر

روزگاری پادشاه ثروتمند بود که چهار همسر داشت.اوهمسر چهارم خود را بسیار دوست میداشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و با لذیذترین غذاها از او پذیرائی میکرداین همسر ازهر چیزی بهترین را داشت .
پادشاه همچنین همسر سوم خود را بسیار دوست میداشت و او را کنار خود قرار میداد اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد .
پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو میشد به او متوسل میشد تا آنرا مرتفع نمائد.
همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت میکرد.اما پادشاه این همسر را دوست نمی داشت وبرعکس این همسر شاه را عمیقا؛ دوست داشت ولی شاه به سختی به او توجه میکرد.
روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ ندارد .
سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود رفت گفت من تو را بسیار دوست داشتم بهترین جامه ها را بر تن تو پوشانده ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام اکنون که من دارم میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟
گفت:بهیچ وجه !! و بدون کلامی از آنجا دور شد این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.
پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید من در تمام عمرم تو را دوست داشته ام هم اکنون رو به احتضارم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟
گفت نه هرگز !! زندگی بسیار زیباست اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت میبرم!
پادشاه نا امید سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید من همیشه درمشکلاتم از توکمک جسته ام و تو مرا یاری کردی من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟
گفت نه متاءسفم من در این مورد نمیتوانم کمکی انجام دهم من در بهترین حالت فقط میتوانم تو را داخل قبرت بگذارم ! این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد!
در این هنگام صدائی او را بطرف خود خواند و گفت من با تو خواهم بود تو را همراهی خواهم کرد!
هر کجا که تو قصد رفتن نمائی!
شاه نگاهی انداخت همسر اول خود را دید ! او از سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود شاه با صدائی بسیار اندوهناک و شرمساری گفت:
من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل می‌آوردم من در حق تو قصور کردم ...
در حقیقت همه ما دارای چهار همسر یعنی همفکر در زندگی خود هستیم همسر چهارم :همان جسم ماست مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم وقتی ما بمیریم او ما را ترک خواهد کرد.
همسر سوم : دارائیها موقعیت و سرمایه ماست زمانی که ما بمیریم آنها نصیب دیگران میشوند.
همسر دوم :خانواده و دوستانمان هستند مهم نیست که چقدر با ما بوده اند حداکثر جائی که میتوانند باما بمانند همراهی تا مزاز ماست.
همسر اول : روح ماست که اغلب در هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت و لذایذ فراموش میشود . در حالیکه روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی میکند.
پس از آن مراقبت کن او را تقویت کن و به او رسیدگی کن که این بزرگترین هدیه هستی برای توست.

11 امتياز پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 740 نظرات نظر دهيد! ادامه

از هر دستي بدي با همون دست ميگيري..!
عمومي

پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد.
او فقط یک سکه نا قابل در جیب داشت.در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد تصمیم
گرفت از خانه بعدی تقاضای غذا کند..با این حال وقتی دختر جوانی در را برویش گشود دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست.
دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است.برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد.
پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت:چقدر باید به شما بپردازم؟
دختر جوان گفت:هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم.
پسرک در مقابل گفت:از صمیم قلب از شما تشکر می کنم.پسرک که هاروارد کلی نام داشت پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکو کار نیز بیشتر شد.
تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.
سالها بعد..........
زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند.او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکترهاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد.
وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید برق عجیبی در چشمانش نمایان شداو بلافاصله بیمار را شناخت.
مصمم به اتاقش بازگشت.و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد برای نجات زندگی وی به کار گیرد.
مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید.
روز ترخیص بیمار فرا سید.زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود . او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند.
نگاهی به صورتحساب انداخت.
جمله ای به چشمش خورد.
همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است.
امضا دکتر هاروارد کلی
زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد .پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد.
اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگویدخدایا شکر.....خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد .

نتیجه اخلاقی:از هر دستی که بدی از همون دست میگیری یا همین ضرب المثل خودمون تو نیکی می کن و در  دجله انداز ، که ایزد در بیابانات دهد باز

0 امتياز پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 479 نظرات نظر دهيد! ادامه

 
تعداد اخبار: 73 (15 صفحه | قابل نمايش: 5)
برترین مطالب

آهنگ به من مومن نگو

آهنگ آزاده آزادم و هر چه دارم از تو دارم


آمار کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 10
ديروز: 14
در انتظار: 0
مجموع کاربران:6,192
جديدترين کاربر: p1372

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 12,229
 بارديد ديروز : 24,880
 بازديد کلي : 2829793
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 486
اعضا: 3
مجموع: 489

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 106
اعضا: 2
مجموع: 108

اعضاي آنلاين:
01arbab-shiatin
02farnaz-sh

نظرسنجی
شما به سايت چه رتبه اي ميدهيد؟

عالي
خيلي خوب
خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 291
نظرات : 3

برترین مطلب روز
تاکنون مطلبی به عنوان مطلب پربیننده انتخاب نشده است .

لينك دوستان

::گجمو::

::صبحونه::

::بامدادی::

::وبلاگستان::

::دکوراسیون::

::samanghan::

::دنياي آي تي::

::persian-learn::

::Hot download::

::عکس های زیبا::

::نقطه دات نقطه::

::ایستگاه اتوبوس::

::درج آگهی رایگان::

::دکوراسیون منزل::

::موبايلستان/کليپ::

::عکس های کمیاب::

::پرتال دانلود وعكس::
::عکس، جک، دانلود::

::وعکس جوک باحال ::

::زیباترین عکس سال ::

::محل اجتماع بیکاران::

::عکس و کلیپ موبایل::

::·▪•● فقط عکس ●•▪·::

::کليپ.تم.آهنگ.برنامه::

::نکته هاي روز کامپيوتر::

::بزرگترين سايت عکس ::

::خاطرات یک برنامه نویس::

::بزرگترين سايت عاشقانه::
::پایگاه تخصصی کشتی کج::

::بزرگنرين گالري عکس ايروني::

::بزرگترين منبع عکسهاي خارجي::

:نوشته های شخصی امین هاشمی:

::سايت رسمي دکترحسين ميرزايي::

 

  
برای تبادل لینک باید page rank شما 2 یا بالای 2 باشد. ابتدا لینک سایت را با نام "بزرگترین سایت تفریحی ایران" در سایت  یا وبلاگ خود ثبت کنید بعد از آن از اینجا درخواست خود را به من اطلاع بدهید تا لینک شما گذاشته شود.


مطالب گذشته
سه شنبه، 23 مهر ماه
· طالع بینی چینی!!
دوشنبه، 22 مهر ماه
· سیب ها!!
شنبه، 13 مهر ماه
· سوالاتی جالب و پاسخ های باور نکردنی(تست هوش)
چهارشنبه، 10 مهر ماه
· عيد فطر مبارك!
شنبه، 6 مهر ماه
· ترفند کتابخانه انگلیس!!
سه شنبه، 26 شهريور ماه
· بهشت واقعی!!
شنبه، 23 شهريور ماه
· گنجشک و خدا
يكشنبه، 17 شهريور ماه
· تست روانشناسی جالب
دوشنبه، 11 شهريور ماه
· آیا شیطان وجود دارد؟؟
شنبه، 26 مرداد ماه
· نيمه شعبان مبارك...
جمعه، 25 مرداد ماه
· جواب یک دانشجوی واشینگتنی!
سه شنبه، 22 مرداد ماه
· از شانسی که در زندگیت یک بار بهت رو میده مواظ
چهارشنبه، 9 مرداد ماه
· عيد مبعث مبارك
يكشنبه، 30 تير ماه
· نجار!!
سه شنبه، 25 تير ماه
· روز پدر مبارك!!
· چیزها آنطور که دیده میشوند به نظر نمی آید!
يكشنبه، 23 تير ماه
· سنگتراشي قدرتمند!!
شنبه، 22 تير ماه
· پسرک
دوشنبه، 17 تير ماه
· چهار فصل زندگي
چهارشنبه، 5 تير ماه
· درد و دلهای یک سوسک غمگین با خدا!!
سه شنبه، 4 تير ماه
· روز مادر بر همه مادران مبارك!!
دوشنبه، 3 تير ماه
· صبور باش
شنبه، 1 تير ماه
· یادداشتِ خداحافظیِ افشین قطبی
شنبه، 11 خرداد ماه
· الکساندر فلمينگ
· چای یا فنجان ؟
جمعه، 27 ارديبهشت ماه
· گفتگو با خدا
چهارشنبه، 25 ارديبهشت ماه
· بهترین قلب دنیا!!
يكشنبه، 15 ارديبهشت ماه
· چرا خداوند مادران را آفريد
پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه
· مردی با چهار همسر!
· از هر دستي بدي با همون دست ميگيري..!

مطالب قدیمی تر

صفحه اصلي |  جستجو |  دريافت فايل |  آرشيو اخبار |  تماس با ما

کپی برداری از مطالب بزرگترین سایت تفریحی ایران تنها با ذکر منبع مجاز می باشد


 



CopyRight 2006-2010 Pa2gh All Rights Reserved