لينك به ما
الاغ پير
كشاورزي الاغ پيري داشت كه يك روز اتفاقي به درون يك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعي كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد. براي اينكه حيوان بيچاره زياد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بميرد و زياد زجر نكشد.
مردم با سطل روي سر الاغ خاك مي ريختند اما الاغ هر بار خاك هاي روي بدنش را مي تكاند و زير پايش مي ريخت و وقتي خاك زير پايش بالا مي آمد، سعي مي كرد روي خاك ها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور كردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينكه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.
نتیجه اخلاقی: مشكلات، مانند تلي از خاك بر سر ما مي ريزند و ما همواره دو انتخاب داريم: اول اينكه اجازه بدهيم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اينكه از مشكلات سكويي بسازيم براي صعود.
اگه یه روز حس کردی دنیا و آدماش به تو اخم کردن ، دلیلشو تو لب های بدون لبخند خودت جستجو کن
میخوام اتوبوس بسازم .... اتوشو دارم اما بوس ندارم .. یه بوس میدی ؟ لازم دارم
سه ستاره تقدیم تو باد ، یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه ، یه ستاره پر امید واسه هرکس که تو رو دید ، یه ستاره پر رویا که قشنگه با تو دنیا .
دوني فرق تو با موهات چيه ؟موهاتو ميشه اصلاح كرد ولي تو را عمرا
هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن
به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن . . .
ساکنان دریا پس ار مدتی صدای امواج را نمیشنوند
چه سخت است قصه عادت . . .
روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمیشد
من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ، عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهائی خود . . .
سنگ هائی که من از یاد تو بر دل میزدم ، خانه ای میشد اگر خانه بنا میکردم . . .
زندگی ام یه سان پروانه ایست که دور شمعی خاموش پرهایش میسوزد
و من چه بیهوده به فکر نشسته ام حسرت پرواز را . . .
پروانه به دور شمع چرخید و بال و پرش سوخت ، بیچاره از این عشق
فقط سوختن آموخت . . .
چه خوب بود همه آدمها میفهمیدند فبل از اینکه فسیل شوند ، به یکدیگر محبت کنند . . .
روزی با خودم فکر میکردم که اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم
اما الان حتی حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست . . .
شبیه برگ پائیزی پس از تو قسمت بادم / خدا حافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم . . .
دل من در سوگ یاران ماتم گرفته / گل من پژمرده در باد فصل بهاران غم گرفته
اینجا غمگینن شب در کمینن یار من کو ؟ یاری نمیبینم . . .
آنسوی ناکامی ها خدائی هست که داشتنش برای همه
جبران همه نداشتن هاست . . .
ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت / عقده در دل داشت روی خاک خالی کرد و رفت
نخواستم با غم بسازی نخواستم هیچی نگی
نخواستم درد دلتو دیگه با هیچکی نگی
آخه عشق اجبار نیست تو زندون من نمون
حالا که فکر رفتنی ، دیگه از موندن نخون . . .
زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست
و تو بدان عشق فراموش کردنی نیست . . .
ادامه اس ام اس ها در ادامه مطلب...
میگن گل نیلوفر برای زنده بودن باید حتما دور یه گل بپیچه.........................گل من اجازه میدی نیلوفر زندگیت باشم
یه قطره اشک میندازم تو دریا اگه پیداش کردی منم فراموشت میکنم!!
بهارانت مداوم لاله گون باد بدی ها از تن نازت برون باد هر آن کس که دهد آزارت ای دوست دلش چون جام سرخی پر زخون باد !
دیدار شما آرزوی ما (روابط عمومی چشمان بیقرار)
لیز خوردن توی زندگی بهانه ایست تا دست اونی رو که دوست داری محکم تر بگیری!
آن که میگفت ز یک گل نشود فصل بهار چه خبر داشت که همچون تو گلی میروید!
بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست و قشنگترین روزم روز دیدار توست.
برات مینویسم دوستت دارم آخه میدونی؟ آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست.گرچه پاره کردن یه کاغذ از شکستن یه قلبم ساده تر..ولی من مینویسم....من مینویسم دوستت دارم
آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چه؟
ماه میگه:یعنی بودن در آغوش تو
ماه میگه:تو بگو عشق یعنی چه؟
آسمون میگه:انتظار دیدین تو
عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز
بدون اراده متولد می شویم،با حیرت زندگی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم،اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است.تقدیم به بهترین.
یه روز می بوسمت فوقش برم جهنم فوقش بشم یه ابلیس تو هم بخاطر این که یه ابلیس بوسیدت جهنمی میشی اونجا پیدات می کنم از لج خدا هر روز می بوسمت وایییی چه بهشتی بشه جهنم !!!!
شمارش معکوس:
۳....
۲....
۱....
بومممممم .......دلم از دوریت ترکید
عشق مهمانی مودب است که ورودش را با ضربه های قلب اعلام می کند!
عزیزتر از آنی که بگویم دوستت دارم ، محبوب تر از آنی که بگویم می خواهمت ، نمی گویم مال من باش ، فقط گاهی به یادم باش !
زنده ام با نام تو ، پژمرده ام بي نام تو
حاضرم پر پر شوم در محضر ديدار تو ...
آرزو هايم زير انبوهي از خاكستر
هنوز نفس مي كشد
هنوز شعله ورند
نسيم مهرباني تو كي مي وزد
شعله ي عشقي كه توي دلم بود رو هيچكس نتونست خاموش كنه
اما تو . . .
توي جشن تولد هوس هاي رنگارنگت با يه فوت ،
سرد و بي نورم كردي. . .
روزي خواهم آمد و پيامي خواهم داد
در رگ ها نور خواهم ريخت و صداخواهم داد:
اي سبد هاتان پر از خواب !
سيب آورده ام ، سيب سرخ خورشيد .
چترم باز باشه يا بسته فرقي نميکنه، بي تو آسمون دلم هميشه ابريه...
تا حالا فکر کردي آرامش يعني چي؟ يعني اينکه هميشه ته دلت مطمئن باشي که توي سينه کسي که دوستش داري يه جاي گرم داري حتي اگه اصلاً مال تو نشه...
کليد قلب ، زندگي و روح من ... همه در دستان اوست . او مالک آن است فقط بايد کليد را بچرخاند و بگذارد تا با تمامي شور و عشقم او را در بر گيرم
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .
طعنه بر خاريي من اي گل بي خار مزن
من به پاي تو نشستم كه چنين خار شدم...
آدما از جنس برگند . گاهي سبزند ، گاهي پائيزن و زردند . زمستون ديده نميشن . تابستون سايبون سبزند. آدما خيلي قشنگن . حيف كه هر لحظه يه رنگند ...
