
فیلم فرار شهرام جزایری در 5 نسخه رسید !
تاریخ : سه شنبه، 9 مرداد ماه ، 1386 موضوع : جوك و مطالب خنده دار
فیلم فرار شهرام جزایری در 5 نسخه رسید !
1- نسخه افغانی: ش.ج: آهای سرباز ها آن کفتر را بنگرید، كه همانا از آن بالا کفتر می آیه! سرباز اولی: عجب کفتر مالی است! سرباز دومی: آن کفتر را ولش کن، آن یکی دیگر را بنگر که بسیار مال تر است! سرباز دوم ( در اینجا به زیر آواز می زند ) : از آن بالا کفتر می آیه، یک دانه ... سرباز اولی: اِ شهرام کو ؟ سرباز دومی: ای وای انگاری اغفال شدیم، شهرام فرار کرد .
2- نسخه فارسی : ش.ج: چند می گیرین اغفال شین؟ سرباز اولی: دهنت رو ببند ! این چه حرفیه؟ مگه خودت ناموس نداری ! ش.ج: احمق ! منظورم از اغفال اینه که بزاری متواری بشم ! سرباز اولی: آها ! اما جواب بقیه رو چی بدیم ؟ ) این قسمت از فیلم برای اکران عمومی حذف گردید ! ) سرباز اولی : وای چه احساس بدی دارم! سرباز دومی: فکر کنم اغفال شدیم !
3- نسخه هندی: ش.ج: من هوس بستنی کردم. سرباز ها : پس باید ما رو هم مهمون کنی! ش.ج: عجب رویی دارین، دو دقیقه پیش پیتزا مهمونتون کردم ، باشه بستنی هم می خرم. آقای بستنی فروش بی زحمت سه تا بستنی بدین. بستنی فروش: اِ، شهرام تویی ؟! اینجا چکار می کنی ؟ یادته تو محله مون با هم توی بستنی فروشی کار می کردیم ؟ وضعت توپ شده ما رو نمی شناسی ؟ سرباز اولی که انگار تازه متوجه ماهیت شهرام می شود خطاب به او : اِ شهرام جزایری تویی ؟! می دونی چند سال دنبالت می گشتم ؟! شهرام منم بهرام ! داداش گم شدت! ش.ج سرباز اولی رو در آغوش می گیره و در حالی که از خوشحالی اشک می ریزه : داداش! سرباز دومی : شهرام و بهرام .. منم اسفندیار هستم! ( لازم به توضیح است در این فیلم اسفندیار با شهرام و بهرام هیچ نسبتی ندارد، و صرفاً جهت گفتن یک دیالوگ یک جمله ای است . ) بعد این چهار نفر در همان حالی که بستنی می خوردن آواز خوندن و حرکات موزون انجام هم انجام می دادن، در ضمن باران هم می آمد! ترجمه آواز: سرباز اولی - ای شهرام! ای مایه دار، ای مخ اقتصادی، ای یابنده آسانسور ترقی، ای استعداد درک نشده، ای فرار مغزها، ای خوش تیپ ، ای هدیه دهنده به هر مجلس و محفلی، ای کمک کننده به بی نیاز و با نیاز، تو را با دل و جان دوست دارم. ش.ج- ای بهرام ! اگر عشقت حقیقی است پس اغفال شو! بستنی فروش : این همه بستنی های من، فدای یک خنده ي تو، ای که با اشارتی همه میشن بنده ی تو! سرباز دومی: خیلی خونسردی، دیوونم کردی! ش.ج خطاب به سرباز دومی : پس تو یکی که هیچی! آهای بهرام اغفال شو دیگه ! کار دارم، باید برم دیرم میشه ها! سرباز اولی : داداش این حرفا چیه! ما اغفالتیم، شما متواری شو !
4- نسخه هالیوودی: یک آدم خفن (در حالی که با یک عدد موبایل از نوع « از کی تا حالا » صحبت می کند ) : ( سرباز ها توی تیر رس هستن. ) ش.ج (در حالی که با یک همراه 150 هزار تومانی صحبت می کند و در ضمن هزینه اضافی هم پرداخت نمی کند ) : نمی خواد تیر اندازی کنی، خودم اغفالشون می کنم. ( این قسمت از فیلم به علت بیش از حد هالیوودی بودن سانسور شده است . ) سرباز اولی: پایین رو ول کن، بالا رو ببین! شهرام با یک هلیکوپتر متواری شد. سرباز دومی: اما خوشبختانه یک سر نخ مونده. سرباز اولی: نادون! این که سر نخ نیست این موهه! سرباز دومی: ای وای! انگاری تو این نسخه فیلم هم اغفال شدیم !
5- نسخه سینمای ماوراء: یک عدد سفینه وارد زمین می شود. یک عدد گشت کنترل نا محسوس : بزن کنار! گشت نا محسوس: از کجا میآی ؟ به کجا می ری؟ موجود فضایی : از خونه مادرزنم که توی کره مشتری بود راه افتادیم می خوایم شهرام جزایری رو متواری اش کنيم بعد می ریم خونه خودمون توی کره مریخ! گشت نامحسوس ( خطاب به همکارش ) : ایشون حالت طبیعی ندارن، یک تست ازش بگیر! گشت کنترل نا محسوس : تخلفاتت رو قبول داری ؟ اگه نداری ما خیلی پیشرفته هستیم، همشون رو ضبط کردیم، باورت میشه ؟! خیلی با حاله مگه نه؟!! موجود فضایی : تخلفاتم چی بود؟! گشت کنترل نا محسوس : سرعت غیر مجاز و تغییر در شکل ظاهری وسیله نقلیه، اِ پلاک هم که ندارین! باید ماشینت رو بخوابونیم! ( در همین لحظه موجود فضایی غیب میشه و یه راست با سفینه اش کنار شهرام و اون دو تا سرباز ظاهر میشه ) موجود فضایی شهرام جزایری تویی؟ ش.ج: آره! موجود فضایی : تو همونی هستی که ادعا کردی اگه رئیس جمهور کشورت بشی می تونی معضل اشتغال رو حل کنی ؟ ش.ج: بله، البته با انجام تخلفات کوچيک. موجود فضایی : پس تو خیلی کارت درسته ! ما می خوایم تو رو بدزدیم و ببریم کره مریخ! ش.ج: اشکالی نداره، فقط بنا بر فیلمنامه قبلش باید این دو تا سرباز رو اغفال کنین. موجود فضایی : ای بابا ... این که کاری نداره! و بدین ترتیب موجودات فضایی شهرام را به کره مریخ بردند .
|