o بزرگترین سایت تفریحی ایران
 
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 23 ارديبهشت ماه ، 1387
 
عضويت


منوی اصلی
لنكهاي اصلي
صفحه اول
لینکهای خارجی
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت

جستجو



ارتباط با مدير سايت

مطالب تصادفی

احبار سايت
[ احبار سايت ]

·بازگشت سايت!!
·تالار گفتمان سايت افتتاح شد!!!!!!!!
·مزاياي ثبت نام در وبسايت ما!

موضوعات
بازي هاي رايانه
حكايت
طراحی وب و مديريت
احبار سايت
اخبار
اخبار جالب
جواب نطر سنجي
جوك و مطالب خنده دار
عمومي
ترفند
sms و off های جالب
گالري عكس
موزيك ايراني
نرم افزار موبايل
نرم افزارهاي کاربردی
ياهو مسنجر
فيلم

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

پیغام کوتاه

فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.

آخرین ارسالها
کل موضوعات 27
کل ارسال ها 125
کل بازديد ها 20345
کل پاسخ ها 98
کل اعضا 3166
آخرين 20 ارسال انجمن

بررسی تخصصی گوشی موتورلا "Krzr K1&
ارسال شده توسط yekesavar در مورخه : جمعه، 20 ارديبهشت ماه ، 1387

سريال شهريار
ارسال شده توسط AZPS در مورخه : سه شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1387

كوچولو ها
ارسال شده توسط AZPS در مورخه : سه شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1387

آموزش کا 750 به دبلیو 800
ارسال شده توسط ali در مورخه : دوشنبه، 16 ارديبهشت ماه ، 1387

عكس هايي زيبا از چشم
ارسال شده توسط AZPS در مورخه : دوشنبه، 16 ارديبهشت ماه ، 1387

يه سوال
ارسال شده توسط ali در مورخه : جمعه، 13 ارديبهشت ماه ، 1387

عکس عجیب از کوروش کبیر در موزه
ارسال شده توسط shahab_bagheri در مورخه : پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387

صداي بياد ماندني(صداي سه بعدي)
ارسال شده توسط parking در مورخه : دوشنبه، 2 ارديبهشت ماه ، 1387

انجمن k800i
ارسال شده توسط khatere در مورخه : پنجشنبه، 29 فروردين ماه ، 1387

دوست يابي
ارسال شده توسط nooshin در مورخه : چهارشنبه، 28 فروردين ماه ، 1387

لپ تاپ دار ها ببينند
ارسال شده توسط golll در مورخه : سه شنبه، 27 فروردين ماه ، 1387

nokia n81
ارسال شده توسط golll در مورخه : سه شنبه، 27 فروردين ماه ، 1387

دریافت گوشی رایگان 100% تضمین
ارسال شده توسط ali در مورخه : دوشنبه، 26 فروردين ماه ، 1387

موضوعات
ارسال شده توسط sajadbahal در مورخه : دوشنبه، 26 فروردين ماه ، 1387

hamid
ارسال شده توسط lovelorn در مورخه : سه شنبه، 20 فروردين ماه ، 1387

سوال
ارسال شده توسط shirin در مورخه : چهارشنبه، 14 فروردين ماه ، 1387

عجایب هفتگانه دنیا
ارسال شده توسط aligolabu در مورخه : سه شنبه، 14 اسفند ماه ، 1386

چت با بلوتوث
ارسال شده توسط mna695 در مورخه : پنجشنبه، 9 اسفند ماه ، 1386

bsb
ارسال شده توسط storm در مورخه : پنجشنبه، 11 بهمن ماه ، 1386

خريد اكانت رپيدشير بدون پول
ارسال شده توسط storm در مورخه : پنجشنبه، 27 دي ماه ، 1386

تالار گفتمان جستجو

لوگوي ما

لينك به ما

 

لوگوي دوم ما

   

 


خوش آمديد
 

پاتوق مال شماست

در صورت تمایل شما میتوانید مطالب جالب خود را برای ما به ایمیل سایت ارسال کنید و مطلب را با نام شما در سایت قرار میدهیم .

سایت پاتوق ساعات خوشی را برای شما آرزومند است

Email : info [at] pa2gh.org

 (( برای مشاهده مطالب قبلی سایت می توانید به آرشیو سایت مراجعه و با انتخاب ماه مورد نظر موضوع خود را بیابید . ))

<< با وجود اینکه سایت هر روز با مطالب زیادی بروز می شود می توانید از قسمت مطالب قبلی که در انتهای سمت چپ سایت قرار گرفته است موضوعات قبلی سایت رامشاهده و با انتخاب هر یک به آن قسمت منتقل شوید  >>

________________________________________________________________________________


چرا نباید داخل دستشویی با موبايل صحبت کرد؟!
جوك و مطالب خنده دار

چرا هیچ وقت نباید داخل دستشویی با موبايل صحبت کرد؟!

من تقریباً تو دستشویی نشسته بودم که از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت؛
سلام حالت خوبه؟
من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی مردانه هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم؛
- حالم خیلی خیلی توپه.
بعدش اون آقاهه پرسید؛
- خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟
با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم برای همین گفتم؛
- اُه منم مثل خودت فقط داشتم از اینجا می گذشتم..
وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم؛
- منم می تونم بیام طرفت؟
آره سؤال یکمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم؛
- نه الآن یکم سرم شلوغه!!!
یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
- ببین. من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی داخل دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب
می ده!!! ول کن هم نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!..

نتیجه اخلاقی:خودتون بگید بهتره

0 امتياز دوشنبه، 23 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 6 نظرات نظر دهيد! ادامه

خاطرات يك دانشجوي دم بخت!!!
جوك و مطالب خنده دار

خاطرات يك دانشجوي دم بخت!!!

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

چهارشنبه:امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!

سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي*كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

چهارشنبه:امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي*خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي*شوم؛ اما من قبول نمي*كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!

جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!

دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميدم كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!

پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!

شنبه: امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!

يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!

ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم.

نتیجه اخلاقی:بشین سر جات بابا کسی از تو خواستگاری نمیکنه یا همون صد نا بده آش به همین خیال باش...........!!!

0 امتياز شنبه، 21 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 33 نظرات نظر دهيد! ادامه

اس ام اس هاي جديد عاشقانه
sms و off های جالب

هرگز براي عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش گاهي در انتهاي خارهاي يك كاكتوس به غنچه اي ميرسي كه ماه را بر لبانت مي نشاند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر قطره اشك نشانه غمه، هر سكوت نشانه تنهائيست، هر لبخند نشانه مهرباني
و هر sms نشانه اي از دلتنگي من براي تو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو اون فرشته اي كه وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پائيز را مي كشند تا جاي پاهات رو بوسه بزنند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كاش مي شد عطش زمزمه ياد تو را در شط فاصله ها شست و فراموشت كرد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوردن شيريني خيلي راحته٬ خوندن داستان شيرين هم راحته٬ اما پيدا كردن دوست شيرين خيلي سخته! تو چطوري منو پيدا كردي؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تنهايي، اين واژه را بلندترين شاخه درخت خوب مي فهمد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جاده عشق
 همسفر مي خواست و من، تو را برگزيدم به خاطر قلب مهربانت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كاش بداني روشن ترين ستاره بخت مني . پس بتاب و دنياي مرا روشن كن .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من تو را پرسيدم : ايا خدا تنهاست؟ گفتي خدا هر جا همراه آدم هاست، گفتي خدا خوب است، گفتي كه زيباروست، هر انچه ما داريم گفتي فقط از اوست

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عهد كردم اگر بوسه داد توبه كنم... بوسه اي داد چو برداشت لب از روي لبم توبه كردم كه دگر بوسه بي جا نكنم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تقديم به آن نگاهي كه تمام هستي و دلم فداي اوست : طلايي ترين روزها ، ارزاني نگاه مهربانت و بغل بغل گل مريم پيشكش قلب مهربانت...

بقیه اس ام اس های در ادامه مطلب

10 امتياز سه شنبه، 17 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 421 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 421 بار بازديد شده

چرا خداوند مادران را آفريد
عمومي

چرا خداوند مادران را آفريد

وقتي خدا مادران را مي آفريد در روز ششم تا ديروقت كار مي كرد.
فرشته‌اي اومد و پرسيد: چرا اينقدر روي اين يكي وقت مي گذاري؟
و خدا پاسخ داد :
مي دوني چه خصوصياتي در نظر گرفتم تا درستش كنم ؟
بايد قابل شستشو باشه ولي پلاستيكي نباشه. بيش از 200 قسمت قابل حركت داشته باشه كه قابل تعويض باشند. و بايد بتونه از همه جور غذا استفاده كنه. .بايد بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگيره . با يه بوسه كه از زانوي زخمي تا قلب شكسته رو شفا بده. و همه اينها رو بايد فقط با دو تا دست انجام بده.
فرشته تحت تأثير قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غير ممكنه . مطمئني اين يك مدل درست و استاندارده ؟
اين همه كار براي امروز زياده بقيه‌اش رو بگذار براي فردا و تكميلش كن
نمي تونم ديگه آخراي كارمه. چيزي نمونده كه موجودي را كه محبوب قلبم هست رو كامل كنم.
وقتي بيمار مي شه خودش، خودش رو معالجه مي كنه و مي تونه 18 ساعت در روز كاركنه .
فرشته نزديكتر اومد و زن رو لمس كرد:
اين كه خيلي لطيفه!!
بله لطيفه. ولي خيلي قوي درستش كردم . نمي توني تصور كني چه چيزهايي رو مي تونه تحمل كنه و بر چه مشكلاتي پيروز بشه.
فرشته پرسيد : مي تونه فكر كنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فكر مي كنه مي تونه استدلال و بحث و گفتگو كنه .
فرشته گونه زن رو لمس كرد: "خدا فكر كنم بار مسئوليت زيادي بهش دادي ! سوراخ شده و داره چكه مي كنه !"
خدا اشتباه فرشته رو تصحيح كرد : چكه نمي كنه - اين اشكه .
فرشته پرسيد :به چه دردي مي خوره ؟
اشكها روش او هستند تا غمهاش، ترديدهاش، عشقش ، تنهائيش، رنجش و غرورش را بيان كنه .
فرشته هيجان زده گفت :خداوندا تو نابغه اي فکر تمام چيز هاي خارق العاده رو براي ساختن مادرها کرده اي ..
فقط يك چيزش خوب نيست.
خودش فراموش مي كنه كه چقدر با ارزشه .

1 امتياز يكشنبه، 15 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 46 نظرات نظر دهيد! ادامه

مردی با چهار همسر!
عمومي

مردی با چهار همسر

روزگاری پادشاه ثروتمند بود که چهار همسر داشت.اوهمسر چهارم خود را بسیار دوست میداشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و با لذیذترین غذاها از او پذیرائی میکرداین همسر ازهر چیزی بهترین را داشت .
پادشاه همچنین همسر سوم خود را بسیار دوست میداشت و او را کنار خود قرار میداد اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد .
پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو میشد به او متوسل میشد تا آنرا مرتفع نمائد.
همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت میکرد.اما پادشاه این همسر را دوست نمی داشت وبرعکس این همسر شاه را عمیقا؛ دوست داشت ولی شاه به سختی به او توجه میکرد.
روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ ندارد .
سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود رفت گفت من تو را بسیار دوست داشتم بهترین جامه ها را بر تن تو پوشانده ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام اکنون که من دارم میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟
گفت:بهیچ وجه !! و بدون کلامی از آنجا دور شد این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.
پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید من در تمام عمرم تو را دوست داشته ام هم اکنون رو به احتضارم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟
گفت نه هرگز !! زندگی بسیار زیباست اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت میبرم!
پادشاه نا امید سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید من همیشه درمشکلاتم از توکمک جسته ام و تو مرا یاری کردی من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟
گفت نه متاءسفم من در این مورد نمیتوانم کمکی انجام دهم من در بهترین حالت فقط میتوانم تو را داخل قبرت بگذارم ! این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد!
در این هنگام صدائی او را بطرف خود خواند و گفت من با تو خواهم بود تو را همراهی خواهم کرد!
هر کجا که تو قصد رفتن نمائی!
شاه نگاهی انداخت همسر اول خود را دید ! او از سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود شاه با صدائی بسیار اندوهناک و شرمساری گفت:
من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل می‌آوردم من در حق تو قصور کردم ...
در حقیقت همه ما دارای چهار همسر یعنی همفکر در زندگی خود هستیم همسر چهارم :همان جسم ماست مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم وقتی ما بمیریم او ما را ترک خواهد کرد.
همسر سوم : دارائیها موقعیت و سرمایه ماست زمانی که ما بمیریم آنها نصیب دیگران میشوند.
همسر دوم :خانواده و دوستانمان هستند مهم نیست که چقدر با ما بوده اند حداکثر جائی که میتوانند باما بمانند همراهی تا مزاز ماست.
همسر اول : روح ماست که اغلب در هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت و لذایذ فراموش میشود . در حالیکه روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی میکند.
پس از آن مراقبت کن او را تقویت کن و به او رسیدگی کن که این بزرگترین هدیه هستی برای توست.

5 امتياز پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه ، 1387 بازدید : 79 نظرات نظر دهيد! ادامه

 
تعداد اخبار: 393 (79 صفحه | قابل نمايش: 5)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39 | 40 | 41 | 42 | 43 | 44 | 45 | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | 51 | 52 | 53 | 54 | 55 | 56 | 57 | 58 | 59 | 60 | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | 66 | 67 | 68 | 69 | 70 | 71 | 72 | 73 | 74 | 75 | 76 | 77 | 78 | 79 ]
برترین مطالب

آهنگ به من مومن نگو

آهنگ آزاده آزادم و هر چه دارم از تو دارم


آمار کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 14
ديروز: 38
در انتظار: 0
مجموع کاربران:3,165
جديدترين کاربر: yasermk

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 8,039
 بارديد ديروز : 8,355
 بازديد کلي : 889195
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 486
اعضا: 3
مجموع: 489

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 191
اعضا: 2
کاربرمخفي:1
مجموع: 193

اعضاي آنلاين:
01yasermk

نظرسنجی
نظر شما درياره قالب جديد سايت چيست؟

خيلي عاليه
رنگش تو چشم ميزنه
همون قبلي خوبه



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 337
نظرات : 10

برترین مطلب روز
پربیننده ترین مطلب امروز :

چرا نباید داخل دستشویی با موبايل صحبت کرد؟!

لينك دوستان

::persian-learn:: 
::سايت رسمي دکترحسين ميرزايي::
::بزرگترين منبع عکسهاي خارجي::
::بزرگترين سايت عکس ::
::GAMABLOG.IR::
::Hot download::
::کليپ.تم.آهنگ.برنامه::
::زیباترین عکس سال ::
::samanghan::
::دکوراسیون منزل::
::دانلود بهترین های موبایل::
::درج آگهی رایگان::

برای تبادل لینک باید page rank شما 2 یا بالای 2 باشد. ابتدا لینک سایت را با نام "بزرگترین سایت تفریحی ایران" در سایت  یا وبلاگ خود ثبت کنید بعد از آن از اینجا درخواست خود را به من اطلاع بدهید تا لینک شما گذاشته شود.


مطالب گذشته
پنجشنبه، 12 ارديبهشت ماه
· از هر دستي بدي با همون دست ميگيري..!
سه شنبه، 10 ارديبهشت ماه
· نامهء یک هندی به بیل گیتس!
يكشنبه، 8 ارديبهشت ماه
· تفاوت زن و مرد!!؟
· وطن!!!
· مرگ همکار!!
جمعه، 6 ارديبهشت ماه
· بهشت و جهنم!!
چهارشنبه، 28 فروردين ماه
· لغت نامه جلسات کارشناسی!
· پسري كه ....!
سه شنبه، 27 فروردين ماه
· فروشگاه شوهر!
دوشنبه، 26 فروردين ماه
· اس ام اس عاشقانه جديد.